اولین دفعه ای که دخترمو خودم بردم حموم
سلام دختره نازم الهی مامان قربون چشمات بشه که همه زندگیم شده. امروز بالاخره ترسو کنار گذاشتم و بردمت حموم البته با بابا محمد شما هم انقدر اروم بودی که مامان راحت شستت خیلی کیف داشت میخواستم برات بمیرم از این روزا بگم .شما دختره نازم روزای اول خیلی خانوم بودی اصلا شبا بیدار نمی شدی مگه واسه شیر خوردن ولی 1 هفته ای هست که شبا تا 4 . 5 صبح بیداری و فقط با صدای سشوار اروم میشی اوایل خیلی اذیت میشدم ولی الان عادت کردم .با همه خستگی هام صبح که چشمای نازتو میبینم همه خستگی هام فراموش میشه مخصوصا وقتی میخندی مامان میخواد واست بمیره. آسمان قشنگم تو همه زندگی ما شدی و مامان بابا هر روز بیشتر عاشقت میشن من که واقعا میخوام برات بمیرم.انقدر ...
نویسنده :
nasim
22:08





